اسلامشهر

ما همینیم؛ شیر بچه‌های آرژانتین خفه کن…!

علی مرادخانی- دیشب همه دیدند ما بردیم! همه دیدند هیگواین جلوی علیرضا حقیقی زانو زد. همه دیدند استیصال دی ماریا و ماسکرانو را. دیشب هیچ کس مسی را نمی دید، بس که از بازی حذف شده بود. دیشب کل دنیا از یک پا دو پاهای پولادی انگشت به دهان ماند. از دریبل سر پای مسعود متحیر شد، از هد اشکان متعجب شده بود. دیشب کل دنیا داشتند دنبال راه نفوذ می گشتند به دژ آهنین ایران. و هیچکس هیچ راهی پیدا نکرد مگر داور!

 
دیشب بغض را می شد توی قیافه سابه یا دید. عصبانیت داشت لئوی بزرگ را دیوانه می کرد. و این ایران بود که آرژانتین را نابود کرده بود. اما…
 
*
 
حواستان هست؟ این بچه ها همان هایی هستند که بی خاصیت ترین داربی های پایتخت را رقم می زدند. همان هایی که میلیارد ها تومان از جیب این ملت می برند و آخرش هم ناله امان از فقر سر می دهند. همان هایی که چندین و چند سال است داریم بهشان بد و بیراه می گوییم و برای نابودی شغل شان دعا می کنیم. همان هایی که همیشه درد و بلای والیبالیست های مان را حواله شان می دهیم.
 
حق هم داریم! فوتبال ایران جزو بزرگترین باندهای فساد در کشورمان است، جزو آنهایی که گردش مالی شان چسبیده به آسمان ولی بازدهی شان از کفِ زمین هم پایین تر است. اما…
 
*
 
دیشب انگار این بچه ها هیچ ربطی به لیگ برترمان نداشتند. اصلا انگار آن یازده نفرِ توی زمین برای بازی دیشب آفریده شده بودند. فقط!
 
جنس این بچه ها جنس تیم ملی ۹۸ بود. جنس سانتر زرینچه روی محوطه امریکا. جنس هِدی که استیلی زد ولی خودِ خدا با دست هایش برد و چسباندش به تور. و گل شد. جنس سیاسی ترین گل قرن…
 
جنس بازی دیشب. دقیقا جنس نیمه دوم بازی با استرالیا بود. جنس آن هوادار مجنونی که برای توهین به ایرانِ بزرگ آن کار احمقانه را کرد. ولی علیرضا حقیقیِ دیشب داشت رقابت می کرد با واکنش های یک دستی عابدزاده ی بزرگ در همان بازی، استادیوم المپیک ملبورن…
 
دژآگه و گوچی همان هایی بودند که بعضی ها می گفتند هیچ ربطی به ایران ندارند. می گفتند خونشان آریایی نیست. ولی پر پر زدن گوچی عین غیرت خداداد بود دیشب. اشکان، خودِ علی دایی بود اصلا.
 
اصلا انگار دیشب زمان برگشته بود به سالها پیش. انگار ایران با آن لباس قرمز نوستالژیکش رفته بود توی بازی. لباس قرمزی با پرچم ایران روی سینه اش بود. انگار خداداد و علی دایی و علی منصور توی بازی بودند. عین بازی با کره، جام ملت های۹۶٫ جنس هد های اشکان، عین هد های کاپیتان دایی بود. از آن هِد هایی که اگر لازم می شد برایش کله هم می شکست. اصلا روی پیراهن اشکان و گوچی، خونِ کله ی بانداژ شده ی علی دایی ریخته بود انگار.
 
 ما همینیم. آدم هایی که حتی خودمان هم خودمان را نمی توانیم تحلیل کنیم! همان هایی که تا دیشب منتظر سوژه خنده های تقابل مسی و هاشم بیک زاده بودیم. اصلا کل این سی و چند سال این شکلی بودیم. چه کسی فکر می کرد ایران نود دقیقه خون آرژانتین را این طوری بکنیم توی شیشه؟ چه کسی فکر می کرد هشت سال جنگ کنیم و هشت سال کل دنیا را بکنیم توی قوطی؟!
 
منِ نسل سومی جنگ را ندیده ام ولی از بازی دیشب می توانم بفهمم غرور ایرانی یعنی چی!
 
ایرانی برای مملکتش جان می کند. مثل مصطفای شهید. مثل بچه های نانو تکنولوژی. مثل شیر بچه های نطنز و فردو. ایرانی سی و پنج سال است که سرمشقِ جان کندن را گذاشته جلویش و همه ش دارد از رویش می نویسد. یک جوری هم می نویسد که هیچکس باورش نمی شود این کارها از دست این جوان ها برآمده. ایرانی سی و چند سال است که همه ش دارد دنیا را انگشت به دهان می کند. حتی یک جاهایی خودمان هم فکر نمی کنیم، حتی بعضی وقت ها خودمان را هم انگشت به دهان می کنیم! مثل دیشب، مثل تکل آندو روی پای مسی. مثل دریبل سرپای مسعود روی ماسکرانو.
 
اصلا این مملکت فقط بلد است شیر بچه تربیت کند. شیربچه هایی که برزیل را در برزیل سه هیچ ببرند. خون آرژانتین را توی شیشه کنند. شیر بچه هایی که سایت هسته ای راه بیندازند و اورانیوم را مثل هلو برایت غنی کنند!
 
اصلا این ممکلت فقط بلد است شیر بچه هایی تربیت کند که کل دنیا را بگذارند توی کف. مثل یازده تای یوزپلنگِ دیشب. مثل میلیون ها یوزپلنگی که به خون داعش تشنه اند و منتظر امر ره برشان. ما اینیم دیگر. شیربچه های نسل سوم. شیر بچه های داعش کش، شیر بچه های آرژانتین خفه کن، شیر بچه های هسته ای، شیر بچه های والیبال. شیر بچه ایم دیگر، کسی جرأت نمی کند بهمان چپ نگاه کند. اصلاً ما شیر بچه های گردان حیدر کراریم…

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 01 تیر 1393 ساعت 8:50 ق.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

طراحی سایت : آسمان هشتم